امیرحسین جان 5 سال و 5 ماه و ارميا كوچولوامیرحسین جان 5 سال و 5 ماه و ارميا كوچولو، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

ღ امیرحسین و ارمیا پسرای خونه ماღ

این چند وقت

1392/7/14 1:07
نویسنده : مامان ستاره
1,184 بازدید
اشتراک گذاری

سلاممممممممم به گل پسریهای نازنین خودم .امروز بعد از مدتها حوصله پیدا کردم بیام و براتون از خاطرات کودکانه هاتون آپ کنم مامان تنبلیما نهههههههههه. پس بدون مقدمه از شهریور بگم که کلی بهمون خوش گذشت اول اینکه با خاله بابا سیامک و پسرداییهاش با همدیگه همسفر مشهد و شمال بودم و ارمیا جوجو برای اولین بار به زیارت امام رضا رفت البته عکس نگرفتما چون مدت کمی مشهد بودیم و بخاطر کار بابا باید برمیگشتیم تهران و مجددا به قوم شوهر میپیوستیم .شمال با خاله بابا سیامک و پسرداییهاش آخرش بود خیلی حال داد کلی صفا کردیم مخصوصا به خاطر جو گرمی که داشتن و دل شادشون مخصوصا ایمان پسردایی بابایی که نی انبان از موسیقی های اصیل بوشهر هست میزد و مردم اطرافمون هم کلی صفا میکردن و بزن و بکوب به راه بود .اینم اضاف کنم که از شمال که برگشتیم ارمیا و امیرحسین چه سرمایی خوردنااااااا.از بس هوا سرد بود و امیرحسین هم نه اینکه همش تنهاس به بچه های ایمان که رسیده بود یه آتیشی میسوزوندن و اصلا خستگی در کار نبود

این که میگم سرما خوردین هوا اینجوری بود همش اینم عکسهای استنادی

ارمیا اصلا کلاه نمیزاشتی سرت یه کولی بازی در میاوردی که ناچار تسلیم میشدم و کلاه از سرت بیرون میاوردم

از بس ورجه وورجه میکردی و هی خودتو مینداختی از رو پام پایین از بالا با فلش ازت عکس میگرفتم تا یکم سرگرم شی اگه بدونی چقدر بلا شدی

از امیرحسین اصلا عکس نگرفتم چون خودش نمیزاشت و همش تو فکر بازی بود.بعد از سفر شمال برگشتیم تهران و مادرجون صدیقه هم که یه چند مدتی اومده بود پیشمون مهمونی البته زمانی که ما رفتیم شمال اون رفت تبریز دیدن خاله سیما و وقتی ما برگشتیم مادرجون هم اومد و یه روزی هم رفتیم برج میلاد

 

 

اینم عکس ارمیا با خاله ستایش

از پسرای خونه ما بگم که امیرحسین اسمش رو پیش دبستانی نوشتیم اونم مدرسه دولتی جشن شکوفه ها اگه اشتباه نگم رفتیم عکس نگرفتم حوصله نداشتم حالم اون روز ا صلا خوش نبود  با ارمیاخوب کنار میای کلی هم میخندونیش یه وقتایی هم ...............نیشخند نگم بهتره دیگه

اما ارمیا آخ آخ اینقدر شیطون شدی جدیدا چهار دست و پا میری در حد تیم ملی , حتی دیدم یه وقتایی روروئکت رو میگیری و وایمیستی عاشق خوردن کاغذ هستی خنده.تو خونه مثل جاروبرقی شدی باید حواسم باشه امیرحسین ریخت و پاش کار چیزی نریزه تو بخوری .شیش تا دندون داری و خلاصه خیلی خوردنی شدی خیلی مثل گربه ملوسی

این از نمونه کارهای امیرحسین هست وقتی من مشغول کارهام هستم

اسپایدر من شده و داره ارمیا رو میبرهتعجب

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (15)

مامان ریحان
14 مهر 92 1:12
سلام همیشه به خوش گذرونی مامان صدیقه هم که همش در حاله خریده عکس چهارم
مامان ریحان
14 مهر 92 1:12
از ارمیا بیشتر عکس میذاشتی
الی مامی آراد
14 مهر 92 17:56
همیشه به گردش و شادی زیارت قبول عزیزم
مامان ارمیا و ایلمان
15 مهر 92 13:06
سلام دوستم. چه عجب. باز هم خوبه خدا رو شکر به سفر و تفریح بودین. الهی جیگر ارمیا رو که انقدر بلا شده. می دونم چی میگی. ایلمان هم خیل شیطونی میکنه و دست به دست ارمیا با هم آتیش می سوزونن. گل پسرها رو ببوس.
مامان پارمیدا
18 مهر 92 12:30
ماشالله ارمیا جان بزرگ شده عزیزم از طرف من ببوسیدش بالاخره این قهر و آشتی و دوستی و دعوای بین بچه ها همیشه بوده و هست مگه خود ما کوچیک بودیم با خواهر ببرادرامون اینطوری نبودیم ؟
مامان ریحان
19 مهر 92 18:45
ریحان در مورد عکس اولی میگه : اِِِ مامان ببین شیامک ارمیا رو برده تو آشمون
سعیده مامان آرتین (شازده کوچولو)
20 مهر 92 11:38
عزیز دلم روزت با تاخیر مبارک
مامان رومینا
21 مهر 92 16:37
ایشالا همش به تفریح و سفر باشهخدا به ما مامانا صبر بده من یدونه شو دارم ستاره جون تو دوتاشو داری اونم از نوع پسر هرچند رومینا هم شیطونیاش از یه پسرم بدتره گاهی میگم این باید پسر میشد
مامان رومینا
21 مهر 92 16:37
از ارمیا بیشتر عکس بذار بیشتر ببینیم این وروجک خوردنی رو


باور کن فرصت آپ کردن ندارم وقتی هم فرصت هست حوصله ندارم(
مامان مانلی
21 مهر 92 17:21
همیشه به شادی عزیزم
چقدر ارمیا به لنز دوربین ناناس نگاه میکنه



)
اب نبات
22 مهر 92 0:59
سلام عزیزم همیشه به گشت ..ماشالله چه بزرگ شدن وروجک های خاله ..مخصوصا چه بانمک ..خدا برات نگهشون داره


مرسی گلمممم.
persian mom
22 مهر 92 3:33
عزیزممم
ارمیای منم 91 به دنیا اومدددد
ارمیا جون چقدر تپلی و نازی
اگه دوست داشتی لینکتون میکنم بهم خبر بده


مرسی که پیش ما اومدی من لینکتون کردم
مامان امیرعلی
27 مهر 92 15:30
عزیزم انشالله همیشه به گردش-زیارتتون قبول
مرجان مامان آران و باران
28 مهر 92 4:29
همیشه به سفر عزیزممممم شاد باشیدددددددددد
مامی ندا (پسرهایی از جنس عشق )
3 آبان 92 20:55
سلام یوهووووووووو من بلاخره پیدام شد
خوبید خوشگلااااااااااا
دلم براتون تنگ شده بود مامی جون باب تو فیس هم بارمون عکس بزار میبینی من کم میتونم بیام وب گردی دلم برای گل پسرا میتنگه خووو
ببوسشون


باشه حتما این دفعه کلی عکس میزارم تو فیسبوک.نیما نیکان رو بووس